"کارگروه طب اسلامی"

بانک اطلاعات جامع طب اسلامی و سنتی

شفا از منظر قرآن کریم

یوسف اصغری1، سمیه فتعلی2، محمدعلی زارعیان3، مدینه پوراسماعیلی4، فرزانه دلاور5

1-      پايه چهارم حوزه علميه، عضو انجمن تحقیقات طب سنتی ایران، asgharijoseph@gmail.com

2-      پزشک عمومی، دانشجوی دکتری تخصصی طب سنتی،  عضو انجمن تحقیقات طب سنتی ایران somayeh_fathali@yahoo.com

3-      دانشجوی پزشکی، دبیرانجمن تحقیقات طب سنتی ایران

4-      کارشناس ادبیات، عضو انجمن تحقیقات طب سنتی ایران

5-      کارشناس سطح دو حوزه علمیه، عضو انجمن تحقیقات طب سنتی ایران

نویسنده مسئول: یوسف اصغری،  تلفن تماس:  02188986387

 

 چکیده:

مقدمه: از دیدگاه مکتب اسلام، ابعاد گوناگون انسان بخصوص مسائل روحي-رواني از نظر تاثير گذاري بر سلامت، بسیار مهم بوده و مورد توجه قرار گرفته است. در این خصوص راه رسیدن به سلامت کامل در قرآن از طریق برخورداری از شفای الهی میسر خواهد بود. به همین منظور شناخت معنای شفا و راه برخورداری از آن برای هر انسان مومنی لازم به نظر می‌رسد.

       روش تحقیق: برای انجام این پژوهش از روش جستجوی قرآنی استفاده شده است. ابتدا آیاتی که در آن کلمه شفا و مشتقات آن استفاده شده، انتخاب شده است. سپس سیاقی که آن آیات در آنها بود معین شد. در ادامه مفاهیم موجود در آیه اصلی و سایر آیات سیاق استخراج شد و با کمک منابع روایی و تفاسیر موجود مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نتایج به دست آمده طبقه بندی شده تا بتوان تصویری روشن از شفای مطرح شده در قرآن و ابعاد آن بدست آید.

      یافته ها: با بررسی آیات می توان به رابطه بین شفا با رحمت، هدایت، ایمان و رابطه آن با مواردی چون تغذیه و موعظه پی برد که تک تک این موارد در مقاله به تفصیل بحث شده است. معنای شفا، سلامتی و بیماری نیز به درک مطالب موجود کمک می کند.

        بحث و نتیجه گیری: قرآن نگاه ویژه ای به مسئله سلامت انسان دارد و حتی بهبودی او پس از بیماری و یا ارتقای سلامت انسان باید بر طبق قائده و قانونی باشد که با خلقت بشر سازگاری داشته باشد؛ اگر انسان از آن ایمانی که منظور نظر قرآن است، برخوردار باشد و خود را در مسیر شفای الهی قرار داده و موانع این مسیر را نیز از میان بردارد، می تواند در زمره صالحین قرار گیرد. بنابراین، شفا مرتبه ای والا و بالاست که خداوند به مومنین وعده داده و آنها را بهره‌مند می گرداند، مومنینی که مورد شفاء قرآن قرار گرفته اند همیشه همراه حق هستند لذا مصداق حق می‌شوند و هر جا که آنها حضور پیدا کنند باطل از بین می رود. افق و نهایت این مرحله نیز داشتن قلب سلیم است و انسانی که دارای قلب سلیم باشد، یعنی به آنچه که منظور نظر آفریدگار خود بوده رسیده است.

 

واژگان کلیدی: قرآن، شفا، بیماری، سلامت

 

 

 

مقدمه

بیماری و سلامت همواره یکی از مسائل اساسی زندگی انسان بوده، اما امروزه آنچه که سهم زیادی از تعاریف مربوط به سلامتی را به خود اختصاص داده، جنبه جسمی سلامت بوده و ابعاد دیگر آن به دلایل مختلف از جمله کم اهمیت جلوه دادن و نا آشنایی محققان این حوزه از نظر دور نگاه داشته شده است. اما از دیدگاه مکتب اسلام، جنبه هاي ديگر انسان بخصوص مسائل روحي-رواني از نظر تاثير گذاري بر سلامت،خيلي مهمتر بوده وخيلي مورد توجه قرار گرفته است. در این خصوص راه رسیدن به سلامت کامل در قرآن از طریق برخورداری از شفای الهی میسر خواهد بود. به همین منظور شناخت معنای شفا و راه برخورداری از آن برای هر انسان مومنی لازم به نظر می‌رسد.

 

روش تحقیق

برای انجام این پژوهش از روش جستجوی قرآنی استفاده شده است. برای این منظور، ابتدا آیاتی که در آن کلمه شفا و مشتقات آن استفاده شده، انتخاب شده است. سپس سیاقی که آن آیات در آنها بود معین شد. در ادمه مفاهیم موجود در ایه اصلی و سایر آیات سیاق استخراج شد و با کمک تفاسیر معتبر موجود مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نتایج به دست آمده طبقه بندی شده تا  تصویری روشن از شفای مطرح شده در قرآن و ابعاد آن بدست آید.

 

نتایج

   تعریف شفا

لفظ شفاء از ریشه کلمه "شفی" آمده که درقرآن هشت مرتبه ذکر شده است. بر اساس لغت نامه های معنبر این معانی فهمیده می شود:

1- مشرف شدن  بر چیزی( مثل غلبه و احاطه بر مریضی)=شفی/شفو(شِفا-شَفا)

2-آخرین نقطه مشرف بر چیزی(مثل آخرین نقطه مشرف بر چاه-قبل از سقوط –مابین سقوط و افتادن در چاه و نیفتادن اما رو به افتادن )=شَفا

3-اولین نقطه خلاص شدن از چیزی (مثل اولین نقطه خلاص شدن از مریضی- مابین مریضی و سلامت اما رو به سلامت )= شِفا    

بنابراین، شفا به معنی چیزی است که مشرف به نجات و نابودی باشد. به معنی نقطه آخر چیزی است. بر اساس آیات قرآن شفا به معنی پاکسازی و رحمت به معنی بازتوانی است.

 از طرفی وقتی شفا مطرح شده پس مرضی هست[1]. شفا در مقابل بیماری است. یعنی پاکسازی، به لغت فلاسفه تخلیه. رحمت بعد از آن یعنی نوسازی و تحلیه و راه نقاهت را هم از بین میبرد[2].

در آیات قرآن شفا نکره آمده، شاید برای اینکه حدود آن معلوم نیست و به تمام بیماری ها بر نمی‌گردد. شاید هم عظمت درمانی که انجام می شود را نشان می دهد.

 

تعریف سلامتی، صحت و عافیت

سلامتی حالتی از تعادل بین اعمال جسم و روح است. بنابراین اگر از استعداد ها و آنچه که خداوند به ما داده استفاده نکردیم، در حالت تعادل نیستیم. اگر افق دید انسان کم باشد. این بزرگترین بیماری است. امید به خدا داشتن شاخص اصلی سلامتی است.

در دعاها سلامتی به عنوان سلامت دنیا، دین و آخرت آمده است. عافیت نیز به عنوان سلامتی کامل ذکر شده است.

صحت یعنی تندرستی، یعنی همه اعضا و ارگان ها در حالت درست کار خود را انجام دهند. اما سلامت یعنی هم عضو سالم باشد و هم کارکرد درست داشته باشد. عافیت یعنی اینکه اعضا صحیح و سالم و خوب کار می کنندو با یکدیگر به خوبی همکاری دارند. این عالیترین مرتبه سلامت در انسان است.

 

رابطه شفا و هدایت

خداوند قرآن را مایه هدایت و شفا قرار داده است.  البته با به نظر میرسد، در مرحله اول هدایت و در مرحله دوم شفاء[3] . این شفا می تواند معانی مختلفی را در برگیرد. یعنی هم لفظ و آیات قران شفا دهنده است و هم مفاهیم مطرح شده و عمل به دستورات آن ضامن سلامتی انسان است. البته این هدایت و شفاء مخصوص کسانی است که ایمان آورده اند(هُوَلِلَّذينَآمَنُواهُدىًوَشِفاءٌ)

وقتی کسی هدایت شد اولین نقطه رو به بالا یعنی سعادت را طی میکند لذا این شَفاء است (هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاء)

گوش و چشم انسان دو عضو مهم برای دریافت پیامهای محیطی و مفاهیم است، با توجه به پژوهش های صورت گرفته، این دو عضو به تنهایی 88%  در یادگیری انسان موثر هستند. بنابراین قرآن نیز کارایی یا عدم کارایی آنها را در هدایت انسان موثر دانسته است. عدم وجود ایمان سبب می شود کارایی و ارتباط این اعضا از بین برود. مانند اینکه شخص کور و کر است و در نتیجه پیام الهی راهی را برای رسیدن به قلب آدمی پیدا نخواهد کرد.

با بررسی مفاهیم آیات قبلی این سیاق، می توان برخی از عوامل موثر در هدایت و در نتیجه برخورداری از شفای الهی را برشمرد.  شاید بهترین کاری که باعث میشود انسان به هدایت و شفاء برسد دعوت به سوی خدا و عمل صالح و سپس مسلمان (تسلیم حقیقی )شدن است[4] . حسن برخورد در برابر بدی دیگران هم برای خود آن شخص و هم برای دیگران باعث هدایت و سپس شفاء میشود[5]. اما در مقابل وساوس شیطان باعث دوری از  هدایت و شفاء میشودو به همین منظور خداوند در موارد متعدد انسان را از او بر حذر داشته است[6]. یکی از عوامل هدایت و نزدیک شدن  به شفاء سجده کردن و عبادت پروردگار است که اثرات معنوی و مادی گوناگونی بر آن مترتب است[7].

 

رابطه شفا و بیماری

وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفينِ (سوره شعرا، آیه80)

در این آیه شفاء  بعد از مریضی آمده است. (پس باید مریضی وجود داشته باشد تا شفاء صورت بگیرد). شفاء از جانب خدا باید باشد. بیماری یک مسئله همیشگی و جزء زندگی انسان است  باید توجه داشت که بیماری یک اصل نیست و سلامت اصل وجودی انسان است. بیماری ماضی آمده و شفاء مضارع آمده لذا شفاء همیشگی و مستمر است. با توجه به ضمایر بکار رفته در این آیه و آیات قبل از آن, عامل مریض شدن خود انسان است .(مرضتٌ)

بر اساس مفاهیم آیات قبلی موارد زیر را می توان سبب سلامت و بیماری دانست:

1.       شرک و بت پرستی باعث مریضی می شود (تمام آیات قبل از آیه اصلی در این سیاق)

2.       هدایت باعث شفاء و شفاء باعث حرکت به سوی خداوند میشود و  بعد از  آن به مهمترین مسئله و بالاترین درجه که همان قلب سلیم است می توان رسیدکه خداوند بعد از طی مراتبی به بنده خود می دهد(نتیجه شفاء = قلب سلیم)(فَهُوَ يهَْدِينِ.....فَهُوَ يَشْفِينِ...إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ(89))

3.       اگر کسی مومن باشد باید این مراتب را به ترتیب طی کند ولی اکثر مسلمانان مومن نیستند (وَ مَاكاَنَ أَكْثرَُهُم مُّؤْمِنِينَ(103))

رابطه شفا و رحمت

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و َرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاّ َخَساراً (اسرا-82)

قرآن هم موجب شفاء و رحمت است وهم موجب خسارت و خسران. رحمت بعد از شفاء ذکر شده است بنابراین شاید اول باید شفاء صورت بگیرد و بعد انسان مورد رحمت قرار گیرد. با توجه به این ایه شفاء و رحمت مخصوص مومنین است. یعنی اگر به قرآن ایمان داشته باشیم شفاء و رحمت خواهد بود واگر معتقد نباشیم جز خسارت چیزی دیگری نخواهد بود.  مومن در مقابل ظالم قرار گرفته است شاید نشانه آن باشد که اگر مسلمانی از قرآن شفاء و سپس رحمت را دریافت کرد این شخص مومن است و اگر این چنین نبود این شخص اگر چه مسلمان است ولی ظالم است.

ذکر عبارت"من القرآن" نشانه آن است که هر جز ء قرآن به تنهایی هم شفاء و رحمت است .

تغذیه شفا بخش

امروزه نقش تغذیه در سلامت انسان بر کسی پوشیده نیست. متاسفانه توجه اکثر مردم بر میزان غذائیت یا انرژی زایی مواد غذایی است و همه در صدد رساندن گروه های مختلف غذایی و ویتامین ها به بدن می باشند؛ ولی با این وجود کمتر کسی است که از وضع سلامت خود راضی باشد.  از طرفی، نکاتی در تغذیه مورد بی توجهی ما قرار می گیرد که می تواند ابعاد مختلف رفتاری و جسمی ما را متحول نموده، انسان را به صراط مستقیم هدایت کرده و حرکت انسان را در مسیر کمال تسریع نماید. تغذیه آنقدر مهم است که می تواند باعث شود اخلاق را  حَسَن یا زشت گرداند.

تغذیه باید به گونه ای باشد که انسان  بعد از مصرف آن به مردم کمک و خدمت کند و باعث شفاء برای دیگران شود.

نباید از نعمت های الهی سوء استفاده نمود (نباید از خرما و انگور و ...شراب درست شود)[8] و برای این که ما عبرت بگیریم در مورد زنبور صحبت میکند که از شهد تلخ گلها عسلی را تولید میکند که خوردن آن شفاءی مریضی های روحی وجسمی خواهد بود[9] .

زنبور عسل یکی از مظاهر شفا در قرآن

در قرآن نام بسیاری از مخلوقات آورده شده و احکام مربوط به هر یک و فواید و چگونگی استفاده از آنان نیز آورده شده است. اما در این میان زنبور عسل از وضعیت ممتاز و متفاوتی برخورداراست زیرا خداونددر مورد این حیوان از واژه شفا استفاده کرده است. و این مسئله نشان از جایگاه ویژه زنبور عسل و محصول تولید شده توسط او دارد. درعسل برای تمام مردم چه دیندار و چه بی دین شفاء است. در قرآن زنبور در ردیف حیوانات قرار گرفته است. اگر زنبور عسل از بین برود 100 هزار نوع گل و گیاه نیز از بین می رود.

زنبور عسل برای تهیه یک کیلو عسل، مسافتی معادل 7 برابر دور کره زمین را می پیماید. 10 میلیون گل استفاده می کند. 6 برابر بهترین رایانه ها قدرت تشخیص دارد. خدا از غریزه ای که در وجود زنبور عسل گذاشته به وحی یاد میکند[10].

زنبور عسل برای تهیه عسل  و جمع آوری گرده از راهها ومسیرهای مختلف حرکت میکند. این راهها از سوی خدای متعال معین شده است زنبور ازهر گل بی خاصیت و گرده بی ارزشی استفاده نمی کند. در آیه مورد بحث از واژه زلل استفاده شده که در مورد شتر بکار می برند. یعنی راه را گم نمی کند.

بطون جمع آورده شده است شاید اشاره شود به اصل تروفالاکسی در جانوران . و اشاره شده باشد که عسل باید گروهی تهیه شود و نمیشود یک زنبور به تنهایی عسل تولید کند با توجه به کلمه بطون در آیه، شفا فقط در عسل، موم و ژله رویال است ولی در مورد نیش زنبور شاید نتوان تعمیم داد.

در روایات آمده که «علیکم بشفاعین، قرآن و عسل» در جای دیگری نیز ذکر شده که اگر شفا در چیزی باشد در حجامت و آب عسل است. با توجه به این آیه عسل را نباید پخت چون شراب است و غذا نیست[11].

عسل دارای انواع مختلف است که از روی رنگ قابل تشخیص است. رنگ عسل بر حسب فصل و خوراک و سن زنبور متفاوت است. سن زنبور نیز با رنگ آن هماهنگی دارد. زنبور پیر قرمز، زنبور جوان سفید و زنبور میانسال زرد رنگ است. عسلی که از شکم زنبور عسل در آید شفاء است نه هر گونه عسل (شاید بشود به گونه ای دیگر عسل تهیه کرد )

غذای زنبور عسل متنوع و از انواع مختلف است.زنبور از چیزهایی استفاده می کند که بالقوه ثمره هستند.یعنی از شهد گلها به ثمره تعبیر شده ، یعنی ما هم می توانیم از آن استفاده کنیم(مثلا گرده گل) شهد گلها هم یک نوع ثمره است لذا میشود انسان نیز از آن استفاده نماید . عسل باید از راهایی که خدا برای زنبور  تعیین کرده تولید شود مثل شهد گل های مفید و ....

زنبور باید از ثمرات میل کند نه از چیز هایی که ثمره آنها هنوز درست نشده (یعنی زنبور از شهد گلهایی که رسیده اند و ثمره آنها برای استفاده زنبور آماده شده مصرف نماید.)

خانه زنبور عسل همیشه در ارتفاعات است تا آلودگی ها یی زمین به او سرایت نکند(...مِمَّايَعْرِشُونَ(آیه 68))

خانه زنبور جمع بسته شده است (بیوت )اشاره به خانه های کندو دارد یا به اینکه هر زنبوری برای خویش خانه ای را  تعیین نمی کند و همیشه باهم کار میکنند و فرقی بین خانه های یکدیگر ندارند. از لحاظ درجه بندی کیفیت عسل ، بهترین عسل آن عسلی است که از کوه جمع آوری شود (1- عسل کوهی)و بعد از آن عسلی است که از درختان تهیه شود یعنی کندو زنبور روی درخت باشد و در آن جا درست شود (2- عسل درختی ) و بعد از آن عسلی که از هر بلندی وسقفی تهیه شود (3- عسل عرشی)[12]. از بیان قرآن می‌شود که فهمید که کندو عسل باید از زمین فاصله داشته باشد[13]. شاید همانطور که در طبیعت است عسلی که در مکان ها  بالا تولید شود اثر بهتر برای درمان بگذارد(...مِمَّايَعْرِشُونَ(68))

مسئله عسل وشفاء آن برای متفکرین و علماء مسئله مهمی خواهد بودافراد متفکر به اسرار و رموز این مسئله پی می برند در صورتی عسل به همه مردم شفاء میدهد که برای طریقه مصرف آن بسیار فکر کرد و برای هر کسی از طریق های مختلف بهترین آن را انتخاب نماییم. باید از حیوانات عبرت بگیریم که چگونه از مواد غذایی بهترین چیزها را تولید می کنند[14] (آنچنان چیزی را تولید میکند که شفاء است).

 

توجه به موعظه برای رسیدن به شفا

يا أَيُّهَاالنَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاء ٌلِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ

 (سوره یونس، آیه57)

در این آیه دعوت عمومی همه مردم به سمت موعظه الهی است. قد که بر روی جائکم آمده برای این است که  تاکید باشد که حتما قرآن برای ناس موعظه است. این موعظه  شفاءی آنچیزهایی است که در صدر و جود دارد و می تواند باشد. این موعظه هدایت و رحمتی برای مومنین است.

در سینه ها چه چیز های میباشد که نیازمند شفا است(شک وریب و...)؟ آنچه در صدر هست قرآن شفاءی آن خواهد بود و ظاهرا فرقی بین مومن  یا مسلمان بودن و... نیست. صدر جمع و معرفه آمده است لذا همه سینه ها را شامل میشود. شاید شفاء لما فی الصدور  یعنی آنچیزهایی که روی فطرت انسان را گرفته و کدر کرده است را پاک میکند.

انسان اول باید موعظه را بپذیرد و بعد به شفاء برسد، در این صورت هدایت و رحمت شامل حال او خواهد شد.

قرآن برای همه مردم آمده است و وقتی که موعظه بودن قرآن را قبول کرد (به آن عمل نمود )به دائره مسلمانان میآید و اگر به شفاء هم رسید به درجه مومن نائل میگرددکه در آن زمان است که هدایت ورحمت را میتواند دریافت نماید. بنابراین هدایت و رحمت مخصوص مومنین است .

شفا در قرآن و توسط قرآن به چه معناست؟

با توجه به تفسیر سوره اسرا، قرآن شفا دهنده امراض روحی است. و مرضی که در دلهاست غیر کفر و نفاق است[15]. و کفر و مرض قلبی جدای از هم هستند[16].

قرآن دوایی است که هیچ بیماری از آن برنمی خیزد و هیچ گاه کهنه نمی شود. عمل به قرآن شفا است و خواندن صرف از روی قرآن سبب خسران است.

نکته دیگر این است که شفا یافته قرآن خودش می تواند سبب شفای همه شود. اشتباه در کارش ندارد و مشابهی در دنیا ندارد. شفاى قرآن با شفاى داروهاى مادّى تفاوت‏هاى زيادى دارد. داروى قرآن، ضررى را به دنبال ندارد، كهنه نمى‏شود و تاريخ مصرف ندارد. شفا يافته‏ى قرآن عامل شفاى ديگران مى‏شود. در نسخه‏ى شفاى قرآن اشتباه نيست، هميشه و در اختيار همه است، طبيب اين دارو، هم ما را مى‏شناسد، هم دوستمان دارد و هم نتيجه‏ى نسخه‏اش ابدى است، نسخه و داروى او هم مشابه ندارد[17].

 

 

بحث و نتیجه گیری

   ایمان رمز برخورداری از شفای الهی

با توجه به آیات مورد مطالعه، این نکته به اتفاق مورد تاکید قرار گرفته است که هدایت، شفا و رحمت مخصوص کسانی است که ایمان آورده اند. بی ایمانان از شفاء و هدایت توسط قرآن بی بهره هستند[18].  ثمره ایمان که همان تقواست سبب می شود، انسان قلبی سلیم پیدا کند. به نظر می رسد با در کنار هم گذاشتن شفا، رحمت و هدایت این نکته قابل ذکر باشد که خود این رحمت و هدایت جنبه هایی از شفا و خود این شفا گوشه ای از رحمت الهی است که نصیب مومنان با تعریف خاص خود می شود. همه آنچه گفته شد نیز تنها در سایه ایمان محقق می گردد. بی ایمانان با قرآن فاصله زیادی دارند (یعنی مصداق لا یمسه الا المطهرون - أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ). شفاء قرآن در صورت نزدیک بودن به او میسر می شود(أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ)

در این آیات صفات مومنان که انسان را به این مرحله می رساند نیز بیان شده است. انجام عمل صالح، تسلیم حق بودن، احسان، ذکر خدا، صبر، سجده برای خدا، پناه بردن به خدا از شر شیطان، حرکت در مسیر الهی، تلاوت قرآن در سحرگاهان، برپاداشتن نماز شب، انس با قرآن از جمله این صفات می باشد.

ایمان سبب می شود که انسان از موعظه الهی بهره مند شود وگرنه دیگر سخن پروردگار موعظه نخواهد بود بلکه سبب خسران آدمی می شود.

 

لوازمات قرار گرفتن در معرض شفای الهی

علاوه بر ایمان که شاخصه اصلی در این زمینه است، باید چشمی بینا و گوشی شنوای سخنان حق داشت. به عبارتی، هدایت با واسطه گوش و چشم انجام میگیرد. قرآن را باید با گوش دل و اعتقاد گوش داد تا هدایت و شفاء باشد، زیرا کفار هم گوش ظاهری را دارند اما نمی توانند سخن حق را شنیده و بپذیرند و به حقائق درسترسی ندارد. (وَالَّذينَ لايُؤْمِنُونَ في‏آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى)

تمامی صفاتی که در مورد مومنان حقیقی برشمردیم، در حقیقت ملزومات قرار گرفتن در مسیر الهی است. علاوه بر آن، کسانی که بخواهند به شفاء قرآن دست پیدا کنند باید صابر باشند و دارای بهره بزرگی از تقوا باشند (وَمَايُلَقَّئهَاإِلَّاالَّذِينَ صَبرَُوا ْوَ مَايُلَقَّئهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ(سوره فصلت،آیه 35))

علاوه بر آمادگی های روحی، جسم انسان نیز باید آمادگی این پذیرش را داشته باشد و به همین سبب غذای حرام یا خبیث در این مقوله جایگاهی ندارد و تنها غذای طیب و پاک است که جسم و در نتیجه روح آدمی را آماده می کند. در همین رابطه تاکید قرآن کریم به استفاده درست بشر از نعمت هایی است که خدا به عنوان غذا در اختیار ما قرار داده است، در حالیکه بشر با ضایع نمودن این نعمت ها، در حقیقت زمینه نابودی و انحطاط خویش را مهیا نموده است.

در آیات دیگری نیز خداوند از توبه و دوری از شیطان به عنوان دو عامل دیگر برای برخورداری از شفا و رسیدن به قلب سلیم یاد می کند.

هدایت: در سوره شعرا هدایت بصورت عام و شفا خاص ذکر شده و این نشان دهنده اهمیت مطلب است. همچنین می‌توان گفت هدایت امری ادامه دار است و انسان رها نشده است. با توجه به این سوره، خود انسان مسبب بیماریش است و خدا شفا دهنده است. شفای روح و جسم باید درکنار هم تامین باشد تا انسان به سعادت برسد.

می توان گفت همین بخشش گناهان و طلب مغفرت خود نوعی شفا است و از طرف دیگر کسی که توبه نکند و استغفار ننماید، مورد شفا قرار نگرفته و به سلامت حقیقی دست پیدا نخواهد کرد.

 

ذکر خداوند: ذکر به معنای یادآوری است، یعنی خداوند همه چیز را در فطرت ما قرار داده و قبلا به ما آموخته است. قرآن و انبیا برای یادآوری اینها آمده است. پس یک فطرت سالم خود نیز می تواند راه های کسب سلامتی و دوری از بیماری را خود می داند و کاری نمی کند که به سلامتی خود لطمه ای وارد شود.

تداوم ذکر خداوند کوتاهترین راه برای رسیدن به آرامش. ذکر خداوند غذای روح انسان است. بنابراین رویگردانی از ذکر خداوند باعث ایجاد سختی در زندگی انسان می گردد.

نماز و قرائت قرآن

أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلىَ ‏غَسَقِ الَّيْلِ وَقُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِكاَن مَشهُْودًا(78) وَمِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَة ًلَّكَ عَسىَ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا محَّْمُودًا(79) (سوره مبارکه اسرا)

بی شک نماز یکی از اسباب و و لوازمات قرار گرفتن در معرض شفای الهی است. هم اکنون تاثیرات متنوع جسمی و روحی نماز بر کسی پوشیده نیست. اما با این حال هنوز هم از قدرت آن در راستای سلامتی انسان غافلیم و اهمیت این موضوع را در عمل درک نکرده ایم. بخصوص اوقات برخی نمازها مانند نافله شب و نماز صبح از منظر قرآن جایگاه ویژه ای دارد.

در ادامه نیز، قرائت قرآن بعد از نماز ها بخصوص نماز صبح راه نزدیک برای شفاء گرفتن از قرآن است. شاید بتوان گفت یک راه میان بر  برای رسیدن به شفاء قرآن، نمازشب و قرائت قرآن در سحرگاهان باشد.

ثمرات شفای الهی

اگر انسان از آن ایمانی که گفته شد برخوردار باشد و با عمل صالح و سایر مواردی که ذکر شد خود را درمسیر شفای الهی قرار دهد و موانع این مسیر را نیز از میان بردارد، می تواند در زمره صالحین قرار گیرد. مومنینی که مورد شفاء قرآن  قرار گرفته اند همیشه همراه حق هستند لذا مصداق حق میشوند و هر جا که آنها حضور پیدا کنند باطل از بین می رود[19].

انسان سالم می تواند وارث بهشت جاودان باشد. یعنی ادامه زندگی ابدی خود را بیمه می کند و در این مدت کوتاه زندگی دنیایی خود کاری کند که ادامه مدت زندگی خود را در سلامت به سر ببرد. در همین دنیا نیز باعث می شود که انسان دارای قلبی سلیم باشد. و اگر هم غیظی در سینه مومن باشد، حتی اگر از جانب کافران باشد، با قرار گرفتن در این مسیر توسط خداوند شفا می یابد و سینه آماده می شود تا به سلامت حقیقی قلبی دست یابد[20]. حال این مسئله که منظور از قلب چیست در جای خود قابل بحث است ولی با توجه به ظاهر آیه می توان برداشت کرد که یکی از معانی آن همین عضو فعال بدن انسان باشد. پر واضح است که قلب انسان مرکز ثقل و فرماندهی انسان می باشد و از ابتدای جنینی حرکت و فعالیت خود را شروع نموده و تا پایان عمر به فعالیت خود ادامه می دهد[21]. بنابراین سلامت قلب انسان سهم زیادی در سلامت عمومی انسان می تواند داشته باشد. به عبارتی، کسی که در دنیا به قلب سلیم برسد، همین دنیا برایش بهشت می شود. بنا به فرمایش مولای متقیان، قلب سلیم خود می تواند هدایتگر انسان در مسیر درست زندگی باشد که در نتیجه خود ضامن سلامت در همه ابعاد انسانی است. انسان در چنین چرخه ای مسیر کمال را به درستی طی نموده و در حال صحت و سلامت به ملاقات پروردگار خویش می رود.

در جمع بندی مطالب عنوان شده می توان گفت، قرآن نگاه ویژه ای به مسئله سلامت انسان دارد و حتی بهبودی او پس از بیماری و یا ارتقای سلامت انسان باید بر طبق قائده و قانونی باشد که با خلقت بشر سازگاری داشته باشد؛ در صورتی که مسئله صحت و سلامت و بهبودی و درمان در نگاه ما بسیار سطحی و ناقص و یا حتی دور از فطرت الهی انسان است و برای رسیدن به سطح پایینی از سلامتی گاه حاضریم گوهر انسانی خود را زیر پا بگذاریم، تا جایی که حتی متوسل شدن به روشهای نادرست و غیر شرعی را با مسائل گوناگون  توجیه می کنیم. در حالیکه بنا به فرموده قرآن کریم اگر تقوی پیشه می کردیم و تعریف درستی از محدوده و قلمرو طب داشتیم خداوند خود راه های رسیدن به سلامتی را به ما نشان میداد، زیرا خداوند حکیم خواستار بیماری و بیچارگی بندگان خود نیست و خود بهترین و برتین بندگان خود را دارای سلامت حقیقی معرفی کرده است.

با توجه به آیات مورد بررسی، شفا مرتبه ای والا و بالاست که خداوند به مومنین وعده داده و آنها را بهرهمند می گرداند، زیرا بطور طبیعی بندگان بی ایمان خود با اعمال نادرستشان از دایره رحمت خاصه حق دوری می کنند. به نظر نگارندگان مقاله، این شفا خود دارای مراتبی است که در نهایت منجر به سلامت قلبی انسان و اوج کمال انسانی منتهی خواهد شد. اما بررسی بیشتر در این زمینه نیازمند مطالعه دقیقتر در کتب روایی و ادعیه معتبر در دسترس می باشد که خود می تواند زمینه پژوهشی دیگر را فراهم نماید.

 

فهرست منابع:

1-     قرآن کریم

2-     تفسیر نمونه (تفسیر سوره های توبه، یونس، اسرا، شعرا، نحل و فصلت)

3-     ترجمه تفسیر المیزان (تفسیر سوره های توبه، یونس، اسرا، شعرا، نحل و فصلت)

4-     محسن قرائتی، تفسیر نور (تفسیر سوره های توبه، یونس، اسرا، شعرا، نحل و فصلت)

5-     التحقیق فی کلمات القر آن ،جلد6، صفحه91-93

6-     قاموس قرآن، ج‏4، ص: 58

7-     المفردات في غريب القرآن، ص:459

8-     لسان العرب، ج‏14، ص: 436

9-     كتاب العين، ج‏6، ص: 290

10- الشریف الرضی، ترجمه محمد دشتی، نهج البلاغه امام علی (ع)، ناشر: الهادی، 1383

11- سید مهدی تقوی،  [سخنرانی]، همایش ملی سلامت از دیدگاه قران کریم، اسفندماه 1389

12-  محمدفاضل صدری، برخی عوامل تاثیرگذار بر آرامش روحی از دیدگاه قرآن با محوریت سوره کهف، همایش ملی سلامت از دیدگاه قران کریم، اسفندماه 1389

13- سودابه حسن زاده، نقش حواس شنوایی و بینایی در اندیشیدن و یادگیری از منظر قرآن کریم، همایش ملی سلامت از دیدگاه قران کریم، اسفندماه 1389

14- یوسف حمیدزاده اربابی، معنا و مفهوم صحت، سلامت، عافیت، سلام و شفا و مصادیقی از آنها در قرآن و ادعیه، همایش ملی سلامت از دیدگاه قران کریم، اسفندماه 1389

15-        مرتضی عسگری، ترجمه کاظمی خلخالی، طب و درمان در اسلام(شرح طب الرضا(ع) و طب الصادق(ع))، ناشر: سلمان فارسی، 1387

16-        جزوه شفا در قرآن ، دارالقرآن کریم کرج، 1389



[1] - ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 25

[2] - تفسير نمونه، ج‏12، ص: 23

[3] - هُدىًوَشِفاءٌ-سوره فصلت 44

[4] - وَمَنْأَحْسَنُقَوْلًامِّمَّندَعَاإِلىَ اللَّهِوَعَمِلَ صَلِحًاوَقَالَإِنَّنىِمِنَ الْمُسْلِمِينَ، سوره فصلت، آیه 33

[5] - ادْفَعْبِالَّتىِهِىَأَحْسَنُفَإِذَاالَّذِىبَيْنَكَوَبَيْنَهُعَدَاوَةٌكَأَنَّهُوَلىِ‏ٌّحَمِيمٌ، سوره فصلت، آیه34

[6] - وَإِمَّايَنزَغَنَّكَمِنَالشَّيْطَنِنَزْغٌفَاسْتَعِذْبِاللَّهِإِنَّهُهُوَالسَّمِيعُالْعَلِيمُ، سوره فصلت، آیه 36

[7] - وَاسْجُدُواْلِلَّهِالَّذِىخَلَقَهُنَّإِنكُنتُمْإِيَّاهُتَعْبُدُونَ، سوره فصلت، آیه37

[8] -....تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا...(سوره نحل، آیه67)

[9] - ...فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ....( سوره نحل، آیه69)

[10] - و َأَوْحَى ‏رَبُّكَ إِلىَ النَّحْلِ...(سوره نحل، آیه 68)

[11] - تفسير نمونه، ج‏11، ص: 305

[12] - أَنِاتخَِّذِىمِنَ الجِْبَال ِبُيُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِوَ مِمَّا يَعْرِشُونَ(سوره نحل، آیه 68)

[13] - سوره نحل، آیه 68

[14] - و َإِنَّ لَكمُ‏ْفىِ الْأَنْعَام ِلَعِبرَْةً(سوره نحل، آیه 66)

[15] - سوره احزاب، آیه 60

[16] - سوره مدثر، آیه 31

[17] - تفسير نور، ج‏7، ص: 110

[18] - وَالَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ في‏آذانِهِمْ وَقْرٌ و َهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ(سوره فصلت، آیه 44)

[19] - وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ و َزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كاَنَ زَهُوقًا(سوره اسرا، آیه81)

[20] - سوره توبه، آیه 109

[21]- مرتضی عسگری، ترجمه کاظمی خلخالی، طب و درمان در اسلام(شرح طب الرضا(ع) و طب الصادق(ع))، ناشر: سلمان فارسی، 1387

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 18:44  توسط عشقی  |